شرکت سهامی مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران
آرمان صنعت برق     بازگشت

در حال حاضر در اكثر شركتهاي صنعت برق تنها برنامه عملياتي تهيه مي‎شود و تنها در برخي از شركتها، اقداماتي براي تهيه برنامه استراتژيك انجام شده است و مي‌توان گفت از اين حيث، در ابتداي مسير تكاملي خود هستيم. در مورد كنترل هم در اكثر قريب به اتفاق شركتها سيستم كنترل مدون و جامعي وجود ندارد. البته در بخش‎هاي مالي و پشتيباني، بصورت مداوم كنترل بودجه، مميزي اسناد و كنترل انبار صورت مي‎پذيرد و اكثر شركتها موفق به اخذ گواهينامه سري ISO9000 شده‎اند ولي تقريباً در تمامي شركتها سيستم‎هاي كنترلي موجود، فاقد پايه و اساس قوي علمي مي‎باشند و بخصوص در زمينه كنترل مديريت، بيشتر از روشهاي سنتي بهره گرفته مي‎شود.

برنامه ريزي استراتژيك و كنترل، از اين جهت در مبحث يادگيري اهميت دارد كه خطوط ارتباطي بين شرايط موجود و تصميم، تصميم و اجرا، و بالاخره اجرا و شرايط موجود را در حلقه يادگيري برقرار مي سازد.

در باره استفاده از تئوري در كار، مي‌توان گفت كه در زمينه‌هاي فني، استفاده از تئوريها – كه عمدتاً به صورت استفاده از فناوريهاي سخت‌افزاري تجلي مي‌يابد – بطور نسبي انجام مي‌شود، اگرچه براي اين كار، به شرايط موجود اهميت كمتري داده مي‌شود و صرف استفاده از فناوري پيشرفته ملاك عمل است. در زمينه‌هاي سيستمي و مديريتي، اين موضوع بسيار كم‌رنگ و ابتدايي است. يا به هيچ وجه به تئوريها توجه نمي‌شود، و يا تئوري بدون مطالعه در شرايط موجود، به اجرا گذاشته مي‌شود كه طبعاً نتيجه‌اي جز شكست ندارد.

عدم استفاده يا استفاده ناصحيح از تئوري، يكي از علل مهم محقق‌نشدن يادگيري سازماني است.

نكته آخر اين كه در حال حاضر، صنعت برق از مدل سازماني مشخصي براي يادگيري فردي استفاده نمي‌كند و عمدتاً يادگيري فردي، معناي شركت در دوره هاي آموزشي را يافته است، كه در صورت تحقق كامل اهداف آن، صرفاً تغيير دانشي را در فرد ايجاد مي‌كند و از تغيير بينشي و تغيير رفتاري، عاجز است. به علاوه براي يادگيري جمعي، به جرات مي‌توان گفت هيچ مدلي در صنعت وجود ندارد.

بطور كلي محدوديت‎ها و مشكلات موجود بر سر راه يادگيري سازماني را به شرح زير مي‎توان خلاصه نمود:

1- عدم استفاده يا استفاده ناصحيح از تئوريها و تجربيات مدون بشري در سازمان بخصوص در امور غيرفني

2- نبود مدل مشخص سازماني براي يادگيري فردي و نبود هيچ مدلي براي يادگيري جمعي

3- كامل نبودن فعاليتهاي برنامه ريزي و كنترل به عنوان بسترهاي مهم رشد يادگيري سازماني