شرکت سهامی مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران
آرمان صنعت برق     بازگشت

از تعريف ارائه شده در بالا براي دانش، مي‌توان عناصر كليدي تشكيل‌دهنده آن را به شرح زير برشمرد :

تجربه : دانش با گذشت زمان، از راه تجربيات كسب شده خود و ديگران گسترش مي‌يابد. تجربه، تصويري تاريخي ايجاد مي‌كند كه به وسيله آن مي‌توان شرايط و اتفاقات جديد را مشاهده و بين آنها با آنچه كه قبلاً اتفاق افتاده است، ارتباط برقرار كرد .

حقيقت زميني : دانش داراي حقيقتي زميني است، به اين معنا كه درعمل به ما كمك مي‌كند كه بدانيم چه بكنيم و چه نكنيم. اين موضوع ازمقايسه بين تصور مربوط به ” آنچه كه بايد رخ مىداد“ و اطلاعات ” آنچه كه درعمل اتفاق افتاد “ ، تفاوت اين دو و نتايجي كه ازاين تفاوت مي‌توان گرفت، حاصل مي‌شود.

داوري : دانش برخلاف داده‌ها و اطلاعات، شامل قضاوت نيز مي‌شود. دانش، تنها با اتكا به مطالبي كه درحال حاضر مي‌داند، درباره اطلاعات و شرايط جديد، داوري و تصميم‌گيري مىكند. همچنين دربرخورد با اطلاعات و موقعيتهاي جديد، خود را پالايش و تصحيح نيز مىكند. دانش را مي توان به نظامهاي زنده طبيعي تشبيه كرد كه ضمن تعامل با محيط، رشد كرده و بهبود مي‌يابند.

شم و شهود : دانش ازطريق را ه‌هاي ميانبر عمل مي‌كند و همچون راهنمايي دروني، ما را بدون نياز به تصميم‌گيريهاي پي‌درپي و گام‌به‌گام در مسيري طولاني، به راه حل نهايي مشكلات نزديك مي‌كند، مانند مهارتهاي يك راننده باتجربه، كه يك رشته از كارهاي پيچيده را با سرعت و بدون نياز به تامل و تفكر زياد انجام مي‌دهد.

ارزشها و باورها : سازمانها از افرادي تشكيل شده‌اند كه باورها و ارزشهاي آنها ناگريز بررفتار و اعمال آنها موثرخواهد بود، به‌علاوه شركتها داراي سوابقي هستند كه تحت تاثير رفتارها و گفتارهاي ناشي از ارزشها بوجود آمده‌اند. به اين دليل ارزشها و باورها ازعناصر پديدآورنده دانش به شمار مي‌آيند.