آرمان صنعت برق > مقدمه > مقدمه ويرايش اول جزوه آرمان صنعت برق ايران

کمتر ايراني علاقمند به سرنوشت و آينده اين کشور کهنسال را ميتوان يافت که بارها از خود سوال نکرده باشد چرا امروزه با وجود سرمايه هاي غني اعتقادي و فرهنگي و منابع سرشار طبيعي، از جايگاه مناسب خود در قافله بشري برخوردار نيستيم و چرا به تناسب تلاشهاي خود نتيجه نميگيريم؟ طبيعي است که هر فرد با توجه به تجربيات و حوزه کاري خود از جنبه خاصي به اين سوال نگاه و پاسخي براي آن ارائه کند. من هم بارها با اين سوال در ذهن خود مواجه و کم و بيش از کنار آن گذشته بودم. از شهريورماه سال 1380 که مسئوليت امور برق وزارت نيرو به من محول شد و از نزديک شاهد تلاش شبانه روزي مديران ارشد صنعت برق براي پاسخگوئي به نياز کشور به انرژي برق شدم، اين سوال بار ديگر از اين زاويه در ذهن من شکل گرفت که چرا با اين همه تلاش، نتيجه دلخواه مردم و مديران حاصل نميشود؟ ويژگيهاي مجموعه مديران برق کشور، پاسخ را دشوارتر ميساخت. اين مجموعه از بهترين متخصصين کشور و همگي داراي تحصيلات عاليه از بهترين دانشگاههاي داخل و يا خارج از کشور هستند. سطح هوش و توانمنديهاي فردي، تعهد و علاقمندي به کار، احساس مسئوليت و سوابق تجربي آنان، بسيار بالا و ترديدي وجود ندارد که از عهده بالاترين مسئوليتها بخوبي برميآيند. اين بار گريزي از يافتن پاسخ نبود.

گرچه پاسخ به سوالاتي از اين سنخ بدون ترديد از وظايف مديران ارشد يک سازمان است ولي همواره اعتقاد داشته ام يک مدير نه ميتواند و نه وظيفه دارد به تمام سوالات مطرح در باره سازمان تحت مديريت خود پاسخگوئي و براي تمام مشکلات سازمان شخصاً راه حل ارائه کند بلکه او وظيفه دارد تا شرايطي را فراهم کند که بهترين پاسخ براي سوالات و بهترين راه حلها براي مشکلات، در باره سازمان تحت مديريت او توليد شود. به اين ترتيب سقف پاسخگوئي و چاره جوئيها به سطح دانش و توان فردي مدير محدود نخواهد شد که امروزه با پيچيدگي در سازمانهاي بزرگ، توانمندي فردي مدير، هر ميزان هم که بالا باشد، براي پاسخگوئي و چاره جوئي کافي نخواهد بود. لذا براي پاسخگوئي به سوال فوق در جستجوي مشاوري برآمدم که پاسخگوي اين سوال باشد و خوشبختانه اين مشاور، آقاي دکتر محمود عجمي، به سادگي در دسترس بود ولي تاکيد داشت پاسخ به اين سادگي در دسترس نيست و نيازمند حرکتي است جمعي. او بجاي پاسخ به اين سوال، دهها سوال ديگر مطرح کرد و تاکيد داشت پايه گذاري و هدايت فرآيندي که به يافتن پاسخ اين سوالات منتهي شود وظيفه مديران ارشد سازمان است و براي تحقق اين هدف لازم است که مديران با هم سفري را آغاز کنند و مشاور فقط ميتواند بعنوان يک راه بلد، همراه کاروان مديران باشد. و اينگونه بود که کارواني براي يافتن " آرمان صنعت برق ايران " به راه افتاد.

سابقه آشنائي اينجانب با آقاي دکتر محمود عجمي به سال 1359 برميگردد و در چند سال اول که مستقيماً در ستاد سازندگي و آموزش وزارت نيرو در خدمت ايشان بودم، صراحت، جديت و انجام کار به احسن وجه ممکن را مهمترين ويژگي ايشان يافتم و لذا همواره استفاده از توصيه هاي ايشان را که گرچه بعضاٌ تلخ ولي همواره مفيد و شفابخش بود، بر خود فرض ميدانستم. تلخ از آن بابت که عليرغم حکم عقل سليم و آموزه هاي ديني و اعتقادي، ما بيشتر دوست ميداريم که شخصي ما را تائيد کند تا با صراحت و با بيان کاستي ها و نقايص راه را براي اصلاحمان فراهم سازد.

شروع مسئوليت اينجانب در توانير تقريباً با به ثمر نشستن تحقيق دوره دکتراي ايشان در مديريت همزمان شد. به اين ترتيب فرصت مغتنمي دست داد تا از روش مشاوره بکارگرفته شده توسط ايشان، در مجموعه وسيعتري از مديران ارشد صنعت برق استفاده بعمل آيد. در فرآيند اين مشاوره به اين باور رسيديم که صرفاً آگاهي از دانش روز مديريت حتي در بالاترين سطح خود در جهان، دردي را دوا نميکند و نسخه اي در جيب، بيش نيست. آنچه مديريت صنعت برق بدان سخت نيازمند است فراموش کردن عادات ناکارآمد خود و بکار گرفتن دانش روز مديريت در يک فرآيند نهادينه شده و مستمر ميباشد. کما اينکه در حوزه هاي کارشناسي فني، مالي، اقتصادي و بازرگاني، صنعت برق نيازمند فضائي است که کارشناسان دائماً به دانش روز تجهيز و اين دانش عملاً بکارگرفته شود. مهمتر از آن اين باور ايجاد شد که اين نياز با به خدمت گرفتن مشاورين مديريت که بجاي مديران صنعت برق فکر کنند، تصميم بگيرند و راه حل ارائه دهند، برطرف شدني نيست همانطور که اگر بدنبال پزشک حاذقي هستيم و آدرس او را نميدانيم، از راه بلد نميخواهيم که بجاي ما به ملاقات پزشک برود. دريافتيم وضع موجود نتيجه منطقي تصميمات گذشته خود ما، مديران اين صنعت است که با ميزاني از دانش و تجربه مديريت که به آن مجهز بوده ايم، اتخاذ شده است. آن سطح از دانش امروز هم همان تصميمات را توليد و اين تصميمات، فردائي مشابه امروز را بدنبال خواهد داشت. اشتباه بزرگي است اگر تصور کنيم مديران قبلي مايل نبودند وضعيت امروز مشابه وضعيت آرماني مورد نظر ما باشد و اشتباه بزرگتري است اگر تصور کنيم آنان تمام توان خود را براي تحقق اين وضع آرماني بکار نگرفته اند. در نتيجه دريافتيم براي تغيير وضعيت سازمان و بهبود مستمر آن، چاره اي جز تغيير و بهبود مستمر بينش مديريتي و نيز قابليتهاي مديران وجود ندارد. نکته قابل توجه ديگري که دريافتيم اين واقعيت بود که مانند يک گروه کوهنورد که با صعود به يک قله ضمن دستيابي به يک هدف مقطعي، توانائي خود را براي صعود به قله هاي رفيع تر افزايش ميدهد، گروه مديران نيز ميتواند ترسيم وضعيت مطلوب، انجام کار واقعي در سازمان، و توانمندسازي و تجهيز مديران به روشهاي علمي را توام با هم انجام دهد و در نتيجه بهبود عملکرد سازمان، و پيشبرد وظايف جاري در يک فرآيند سازمان يافته، علمي و مستمر همراه با هم بدست آيد.

اجراي روش مشاوره مديريت بکارگرفته شده توسط آقاي دکتر عجمي عملاً با اختصاص بخشي از زمان جلسات معاونين توانير به اين بحثها آغاز شد و از دل اين بحثها ضرورت تدوين آرمان مشترک صنعت برق شکل گرفت و مقرر شد گروهي از مديران برق که فرصت بيشتري دارند نگارش اوليه آن را تهيه کنند. فرآيند تدوين اين آرمان، که در بخشهاي بعد توضيح داده ميشود، بگونه اي طراحي شد که حرکت هدايت شده گروه توسط مشاور، ارتقاء سطح دانش و بينش مديريت اعضا را به همراه داشته باشد و همزمان سند آرمان مشترک هم تنظيم گردد. دستاوردهاي اين حرکت در مدت کوتاهي که از شروع آن سپري شده قابل توجه است و تداوم اعضاء در پيگيري آن، با وجود مشغله فراوان اجرائي، اعتقاد آنان به نتيجه بخش بودن اين روش را نشان ميدهد. اين اميدواري وجود دارد که با شروع مراحل بعدي، بخش وسيعتري از مديران صنعت برق در اين حرکت مشارکت و همزمان از دستاوردهاي آن بهره مند شوند.

در خاتمه لازم است از اعضاي کارگروه تدوين آرمان صنعت برق ايران که عمدتاً از مديران عامل شرکتهاي برق منطقه اي و معاونين شرکت توانير ميباشند صميمانه سپاسگزاري کنم. برخي از اين عزيزان هر دو هفته يکبار زحمت مسافرت به تهران را برخود هموار کردند و همگي در جلساتي که يک صبح کامل کاري را بخود اختصاص ميداد فعالانه شرکت نمودند و تمامي آنان در فاصله بين جلسات وظايف مشخص شده را با جديت پيگيري کردند. نتيجه کار اين عزيزان اکنون در مقابل جمع وسيعتري از مديران صنعت برق قرار دارد. اميد است با استمرار اين همکاري، مرحله دوم اين کار يعني فرآيند همفکري در ابعاد اجرائي در سطح اعضاي کارگروه تداوم يابد و مديريت مدلهاي ذهني براي ايجاد اشتراک ذهني در باورهاي مديريتي و تنظيم ويرايش بعدي جزوه آرمان صنعت برق ايران براي طرح موضوع در سطح وسيعتري از مديران ذيربط هم به سرانجام مطلوب برسد و آغازي براي حرکتهاي بعدي باشد. طبيعي است اين مهم جز با تداوم مشاوره و هدايت علمي و عملي آقاي دکتر عجمي ممکن نخواهد شد و انتظار ميرود اين حرکت کماکان از همراهي ايشان بهره مند باشد.

محمد احمديان
معاون وزير نيرو
و رئيس هيات مديره شرکت مادر تخصصي توانير
مرداد ماه 1383
 

شرکت سهامي مديريت توليد، انتقال و توزيع نيروي برق ايران © کلیه حق و حقوق مادی و معنوی این سایت، متعلق به شرکت مادر تخصصی توانیر می باشد.